
ن والقلم و ما یسطرون
سعید اسماعیل پور در خصوص ابداع این رسم الخط چنین می گوید:
سالها قبل، شبي از شبهاي پاييزهشتاد و سه، در اتاقي تنها مشغول تمرين خوشنويسي بودم. يک لحظه از چهارچوب قواعد خط بيرون جستم و در حين ناباوري حرف ِ"( ي") با چنان ظرافتي روي کاغذ قلم خورد که انديشيدن در باره ابداع رسم الخطي جديد را در من بوجود آورد.
آنشب هرگز فکر نمي کردم بعد سالها اين آرزو جامه عمل به خود بپوشاند و "رسم الخط (شانا)" به ميراث فرهنگي ملتم اضافه شود. ملتي که صاحب ابتکار و ابداع در اکثر هنرها بود و بسياري ملتها تابع آن ، جز رسم الخط!
آري ملت کرد رسم الخطي نداشت که خود آنرا بوجود آورده باشد و در اين راه تابع آثار گرانبهاي هنري ديگرهنرمندان غير کرد بود.
يکي از معاني "شانا "در زبان کردي حرکت ملايم است ودر اين رسم الخط به نوعي حرکت حروف و کلمات احساس مي شود گويي که روح در آن دميده باشند و بمانند آن است که از طرف راست بر حروف وکلمات نسيمي وزيدن گرفته باشد به ثمر رساندن اين رسم الخط يك سال طول کشيد و هنوز هم مراحل تکميلي خود را مي گذراند براي اينکه سختي چنين رسم الخطي در نظرتان مجسم شود بايد بگويم براي به دست آوردن حرف "( ج") يك شب تمرين کردم و يك نوع کلمه "جيم" ساختم تا موفق به ساختن آن حرف شدم که در عين زيبايي با بقيه حروف ساخته شده هماهنگ باشد .
مهمترين شاخصه اين رسم الخط حرکت حروف و کلمات است. حروف و کلمات حرکت مي کنند وحتي مي رقصند{ رقص کلمات اوج زيبايي خط است}
نکته ديگري که اهميت دارد احساس وزش باد از راست به چپ مي باشد گويي نسيمي ملايم بر آن وزيده باشد اين حالت براحتي قابل مشاهده است وقسمت سخت کار نيز ساخت چنين حالاتي در حروف بود . مي بينيد حالات مختلف انساني و طبيعي در آن تجسم يافته است. مثلا حرف "ميم" بعلت خم زيبايش. غم و سرگشتگي را تداعي مي کند حرف( " ي") نشان از جمع نمودن خويش و نماد مخالفت کردن است و اگر به نوشته ها توجه شود مثل آنست حرف" (ي") از هم مسيري با بقيه حروف سر باز مي زند.
حرف "(کاف" ) انتظار را تداعي مي کند حرف "( ه ")مهرباني و نرمش را ميرساند. " کلمات "(وا و)( "ر )"حالت رقصاننده و ظهور و افول کلمات را برعهده دارند .
در اين رسم الخط حالتي از شروع حيات، قدرت و قوت وضعف وافول انسانها در پيچ و خم زندگي تجلي پيدا کرده است. اين رسم الخط نوشتنش سخت است و قدرتي فوق العاده مي خواهد. حروف و کلمات ناگهاني قوت مي گيرند و بعد از قوت يکباره به ضعف و محوشدن منتهي مي شوند. قلم را بايد يکباره به نصف قلم و يک چهارم و نوک قلم تبديل نمود و همه اينها دست به دست هم مي دهند و خطي شکل مي گيرد گويي همه اجزاي آن در حرکتند .
اما هر کار جديد و نو عيبهايي هم دارد؛ يکي از عيبهاي اين رسم الخط مشکل خواندن آنست و اين امر کاملا طبيعي است.اين رسم الخط آفرينش تابلوهاي هنري وشکوفايي و خلاقيت هنر دوستان در ابداع و نوع آوري را برعهده خواهد داشت و اين غير از مشغله هاي روزمره زندگي است . فردي که به نمايشگاه مي رود انتظار خلاقيت و زيبايي را در آثار هنري مي جويد .
به عنوان مثال شکسته نستعليق به جز ظرافت و زيبايي چه دارد ؟الان هم خيلي از تحصيلکرده هاي ما نمي توانند يک جمله آنرابدون مشکل و مکث بخوانند ولي خلاقيت و زيبايي نهفته در اجزاي وجودي آن است که هنر دوستان را شيفته خود کرده است . ديگر عيب اينکه اين رسم الخط اثر تنها يکفرد است و واضح است کاري جمعي و شورايي، بسيار کم عيبتر است.
ولي حقير بدون استاد و بدون مشوق و حتي بدون وسايل مرغوب در عرصه خوشنويسي دست به اين کار زدم و اگر خدا بخواهد و اين خط مانند ديگر خطوط در جامعه جايي براي خود بيابد بمرور زمان در سايه زحمت خوشنويسان به حد واقعي خود خواهد رسيد.
خبرگزاريها مخصوصا " ايسنا" تلاش وسيعي را در پوشش خبري اين رسم الخط داشتند .که جاي تقدير فراوان است ولي لازم است اين را بگويم که تصوير خبرگذاري ايسنا مربوط به خط ثلث و نسخ بود نه رسم الخط "شانا " هر چند در اين خطوط نيز من قواعد خاص خود را دارم براي نمونه خط ثلث در اوج شيوايي و زيباييش خشن و قوي است به همين علت با آن کمتر شعر مي نويسند من با تغيير در بعضي حروف به آن حالتي بخشيده ام که بتوان با ان شعر نيز نوشت اشکال ديگر اين بود :اينجانب گفته بودم مي توان از اين رسم الخط در ترقي دادن به ديگر خطوط الهام گرفته شود و کلمات حالاتي حسي و حرکتي بخود بگيرند که ايشان خوب متوجه موضوع نشده و نوشته بودند :
(( ...و تقريبا كمبودهاي خطهاي نستعليق، ثلث و شكسته نستعليق را جبران ميكند. که من در اينجا از تمامي خوشنويسان پوزش مي طلبم .))
اين ادعا خيلي بزرگتر از آن است که من حتي به آن فکر کنم هيچ کس منکر به اوج رسيدن خط نستعليق و شکسته و ثلث و نسخ {که نوع بي بديلش نگارش قرآن با خط عثمان طه است } نيست.
براي اين رسم الخط زحمات بسياري را متحمل شدم و حاصل سالها رنج و تلاش است. شبهاي متمادي خصوصا شبهاي پاييز تا نصف شب مشغول تمرين و نوشتن بودم و بارها و بارها در ساخت کلمه اي حالت ياس و نا اميدي به من دست مي داد که در سايه رحمت خداوندي و لطف پنهان و آشکارش دگر باره با اميدي نو مشغول مي شدم.
در اين راه هيچ پشتيبان مادي و معنوي نداشتم و حتي بسياري از دوستان مي گفتند: ((مردم که براي خط معطل نمانده اند که تو وقتت را تلف مي کني)) من براي اولين بار در بين برادران کردم موفق به ابداع خط شدم و همانطور که اشاره شد همه هنرمندان کرد در خوشنويسي پيرو اساتيد خوشنويسي ممالک خود بوده اند در ايران از هنرمندان فارس و در ترکيه از هنرمندان ترک و در عراق از هنرمندان عرب درارتقاي هنر خوشنويسي بهره برده اند،و جالب است بدانيد دستورنگارش زبان کردي به صورتي است که با اين رسم الخط به حد اعلاي زيباييش مي رسد در خط نستعليق و ديگر خطوط تا کلمات به هم پيوسته تر باشند قشنگتر خواهند بود. بعنوان مثال "(محمد) " در خط نستعليق به اوج زيبايي خود مي رسد ولي چنانکه مي دانيد همين کلمه در نگارش کردي به هم مي ريزد و به اينصورت نوشته مي شود "(موحه ممه د" )که نوشتن آن مانند "( محمد) " هرگز زيبا نخواهد بود. نتيجه اينکه در نگارش کردي حروف( " و"ا و ،" ه، " ي") خيلي تکرار مي شوند و من سعي کرده ام در حد توانم اين سه حرف را به نهايت زيبايي برسانم .و در پايان سپاسگذار تمامي هنرمندان و هنر دوستاني هستم که با انتقاد و پيشنهاد دلسوزانه خويش موجبات بهتر شدن اين رسم الخط را فراهم مي کنند.
" متن هفته نامه کوشا "
له جه رگه ی جه می یارانی گیانی
توم نه بی هیشتا خوم پی ته نیایه
توم هه بی ته نیا له انفرادی
لیم جه مه هه رچی خوشی دنیایه
سه یقه ل ده دلت به روحم و خه م بو داماو
تا ئایه نه بی جه مالی حه ق بنوینی
دل کاتی دله له خه م خه مار پر زامه
شمشال دلی کون کون نه بی نانا لینی

دلی بو دلت به دل ژانی بی
هه زار جار دلم به قوربانی بی

بو دلی پاراوی ئیمانی هه والی یاری غاری
خوشه ژه حری ئه ژده ها
شیرین خه وی ئازیز نه شیوی

من کیم ... در گوشه ای تنها ترین


درد مرا مرهم تویی
که وین

شادم که برای تو غمین است دلم

ما.... در غم همدمیم و غم همدم ماست

تمرین و سیاه مشق

و امرهم شوری بینهم

با یاد تو شکستم در خلوت شبانه

شادان به غم منی
غمم بر غم باد

تمرین کلمه " سین "

تمرین کلمه "جیم"
تو خوا باش بن
با خوشه ویستی لای خوا بن

شیرین خه وی ئازیز نه شیوی ..... " تمرین "